هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابیطالب
عاشقان عیدتان مبارک

عشقم تو را به دنیا نمی دهم
دنیا کم است بلکه به محبتی نمی دهم
دهها هزار یوسف اگر بخشدم خدا
تاری زموی یوسف زهرا نمی دهم
گر لحظه ای میسرشود دیدن رخت آقاجان
آن لحظه را به عمر دو دنیا نمی دهم
قلب ماهمه جا هست در ساحل دور می نشینیم و از آب های ژرف می نوشیم می فهمیم که آب نیز تشنه است و او نیز ما را می نوشدودر آن دم با کیهان یگانه می شویم.
بارها گفته ام:خداوند پشت هزاران پرده نور است
اینک می گویم:با گذر از یکی از این پرده ها جهان پایان می پذیرد و خداوند نزدیک تر می شود.
نیمه ی شعبان رسید از راه دور
شد نگاه کوچه ی ما غرق نور
هست نام کوچه مان صاحب زمان
کوچه ای زیباتر از رنگین کمان
کوچه مان را آب و جارو کرده ایم
با سلام یاس خوشبو کرده ایم
ما به مردم نقل و شربت می دهیم
توی سینی با محبت می دهیم
کاش می شد یک نفر از عابران
بود آقا مهدی صاحب زمان
آن امام مهربان و نازنین
عطر خوشبوی خدا روی زمین
با نگاهش قطره دریا می شود
غنچه با لبخند او وا می شود
آفتاب است آفتاب اما نهان
دست هایش سایبان بی کسان
در عبایش عطر گل های بهشت
کیست او طاووس زیبای بهشت
لحظه هامان لحظه های انتظار
روی لب ها :"کی تو می آیی بهار؟"
ای بهار باغ دل ها ای عزیز!
بر زمین عطر شکفتن را بریز
غنچه ها چشم انتظارت مانده اند
روز و شب شعر فرج را خوانده اند
انتظار فرج همراه با شکیبایی عبادت است.(پیامبر اکرم ص)
فرا رسیدن میلاد با سعادت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج)
بر منتظران مبارکباد.

نور ابدی و ازلی می آید
بر عالم ایجاد ولی می آید
مجموعه حسن وعشق وایثار وکرم
یعنی که حسین بن علی می آید
میلاد عزیز زهرا امام حسین(ع)بر عموم شیعیان جهان مبارک ![]()

بعثت روز عزت ارزشهاست.
آیات الهی را بر گوش جان انسانها ترنم کرد.
![]()
عید سعید مبعث بر همه ی مسلمین جهان مبارک![]()
![]()

مصطفی تاج است و حیدر تاجدار فاطمه گوهر سبطین احمدگوشوار فاطمه(ع)
ایزد یکتا بساق عرش اعلی بر نگاشت نام پاک و عزت و شان و وقار فاطمه
ام سبطین است وجفت مرتضی سلطان دین زهره برج رسالت مه عذار فاطمه
پیش سرو قامتش شرمنده طوبای بهشت عرشیان تکبیر گویان بر شعار فاطمه
آسمان را دامن از در و گهر پر کرده اند تا شبی از شوق گرداند نثار فاطمه
تا ابد گردد مشام اهل جنت مشگبو زلف حورلعین گر افشاند غبار فاطمه
معدن در ولایت منبع فیض خدا درشفاعت عالمی چشم انتظار فاطمه
چون بمحشر بر شفاعت لب گشاید لطف دوست بخشدازرحمت گناه دوستدار فاطمه
صدتبارک گفت نقاش ازل چون بر نگاشت طلعت زیبا و زلف مشگبار فاطمه
زیور تاج امامت زیب شاهان وجود گوهر زهرا و در شاهوار فاطمه
طاهر طهر مطهر ظل نور لم یزل آیت تطهیر نازل شد بدار فاطمه
زد(الهی)چنگ در دامان عصمت کز نشاط مست ناب کوثر است از جویبار فاطمه
دوستان خوبم به خاطر این که مدتی نبودم از همه ی شما عذر می خواهم .اگه خدا قبول کنه رفته بودم زیارت اقا امام رضا(ع) خدا قسمت همه ی شما عزیزان بکنه
سالروز میلاد بهانه خلقت~ دخت صداقت همسر ولایت ~مام امامت را به مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم قدوم یاس خوش بوی آ ل طه گلباران باد.
ستاره بریزید آمد مادر حسین
شب میلاد کوثر است
شب زهرای اطهر است
همه مست باده پرستن
دل پرستن خوش آمدی
گل حیدر عشق پیغمبر خوش آمدی
گل طاها
ام ابیها
مادر زینب خوش آمدی

آقاجان من شفا نمی خواهم
آقاجان اگر چه غرق نیازم ولی خدا داند که جز سلامت تو در دعا نمیخواهم
یا بن الحسن کنون که روزده ام من به صاحت لطفت
آقاجان نگو که غرق گناهی تو را نمی خواهم
یابن الحسن به خاطر دل من نه من بدم
آقا آقا به خاطر دل زهرا ظهور کن

فاطمه ای که غمت داغ تو سر می شکند
زیر بار غم تو کوه کمر می شکند
جبریل است که از داغ تو پر میشکند
فاطمه حبیبم بی تو من غریبم
فاطمه حبیبم بی تو من غریبم
چه گمان داشت که در طی جوانی زهرا
نازنین نازنین پهلویش از ضربت دست می شکند
زین مصیبت به خدا پشت پدر می شکند
از برم رفتی و از پیش مکردی مرا
بعد از فقدان نبی رکن دگر می شکند
جان به قربان تو و سینه سپر گردن تو
صبر کردی و نگفتی که سپر می شکند
بسم الله الرحمن الرحیم
یا فاطمه الزهرا

یاس را آیینه ها رو کرده اند
یاس را پیغمبران بو کرده اند
یاس بوی حوض کوثر میدهد
بوی اخلاق پیمبر میدهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه های اشکش از الماس بود
سرانجام جمع یاران از هم می گسلدو کمتروصالی را می توان فرض نمودکه فراقی از پی آن نباشد. احمد(ص) را از دست دادم و فاطمه(س)هم عازم کوی او شد و اینها همه دلیل است بر آنکه دوستی این سرا را ثباتی نیست.

عشق زیبا دو بعد دارد معشوق بواسطه طلب عاشق هم معشوق است هم عاشق عاشق و این درد را نیست درمانی جز یکی شدن بهای این وصل قتل است و خونبها معشوق
پنج نورند که آفریدگار خود را معشوق خویش ساخته اند و نور مادر نوریست که چهار نور گرداگردش بواسطه آن وجودیافته اند مادر مهربان است و شرار آتش عشق او تاریخ را نمی شناسد.فرزندان مادر طول تاریخ را به نور وجود خویش که ارزانی پنج نور است و از نور واحد سرچشمه گرفته روشنی می بخشد.
فرزندان این مادر گوی سبقت را به تمام معنا از هر عاشقی می ربایند و عقلها را در وصل به حیرت وا می دارند.
من طلبنی....
طلب بابی است که گشوده شدنش زسیدن را نوید می دهد و رسیدن همان یافتن گمشده پیداتر از پیدایی است.
یافتن ابتدای عرفان است و عرفان دریچه کشف راز راز را مردان درد می یابند و راز دار سرّ حبیبش را باز گو نمی کند.

یا زهرا شما همان کسی هستی که طرح حیات عشق به خداقد کشیده ای
*** چرا به حضرت زهرا (س) سیده النساء العالمین می گویند؟ ***
همه ی بانوانی که وارد بهشت می شوندبانوان محترمه و مومنه ای هستند و حضرت زهرا سرور زنان عالم در بهشت است
کدام مادری در هجده سالگی هم مادر شهید(امام حسن (ع) امام حسین (ع)ومادر محسن)
خو دایشان هم شهیده هم مفقود الاثر و هم همسر شهید و هم مادر همه ی امامان شهید
لیله القدر جهان آفرینش
یا زهرا ![]()
یقینا مهتاب شبهای مدینه بر مزار شریف آن حضرت می تابد. در زمان ظهور حضرت مهدی (عج)مزار حضرت زهرا(س)مشخص خواهد شد و مانند امروز دنبال قبر گمشده ی او نمی گردیم وبا حضور در محضر او که معصومین همیشه زنده هستند وقتی عرض ادب و سلام می کنیم کلام ما را می شنوند و ما پاسخ محبت آمیز آنها را می شنویم
زهرا کوثر است کوثر یعنی خیل همیشه سادگی و جاری
ادامه ی کوثر و خیرات زهرا (س) وجود امامان شیعیان وامامزادگان در جای جای دنیاو وجود حوزه های علمیه و علما و روحانیون ووجود شهیدان می باشد.
چند حدیث از آن حضرت:
خشمناکی به خواری پوزش نمیارزد
کسی که بنده ی حق است انسان آزاده است
زمانه پند دهنده ترین معلمان است
راستی اگر نقش شود صورت شیری دارد دروغ اگر نقش شود صورت روباهی
هدیه بلاهای دنیا را می برد
لیله القدر جهان آفرینش فاطمه زهرا (س) بر تمامی سوگواران آن حضرت تسلیت باد.
كتاب: سيره معصومان جلد 2، ص 20 تا 21
نويسنده: سيد محسن امين
ترجمه: على حجتى كرمانى
حاكم در مستدرك به سند خود روايت كرده است كه:«رسول خدا (ص) بر فاطمه وارد شد.فاطمه گردنبندى از طلا را كه به گردن داشتبه دست گرفت و گفت:اين را ابو الحسن به من تحفه داده است.رسول خدا (ص) به او فرمود:فاطمه آيا خوشحال مىشوى كه مردم بگويند فاطمه دختر محمد است و در دست تو زنجيرى از آتش است.آنگاه ننشست و از خانه بيرون آمد.فاطمه زنجير را گرفت و با آن غلامى خريد و آزاد كرد.چون پيامبر را از اين امر آگاه كردند،فرمود:خدا را شكر كه فاطمه را از آتش رهانيد.»حاكم گويد:«اين حديثبنا به شرط شيخين صحيح است.»
احمد بن حنبل در مسند از ثوبان،آزاد كرده رسول خدا (ص) نقل كرده است كه گفت:«هنگامى كه پيامبر قصد سفر داشت آخرين كسى را كه ديدار مىكرد فاطمه بود و چون باز مىگشت نخستبه ديدار فاطمه مىرفت.يكبار از جنگى بازگشت و به خانه فاطمه رفت و ديد كه بر در خانه پردهاى آويخته شده است.همچنين بر دستحسن و حسين دو دستبند نقرهاى ديد.آن حضرت با مشاهده اين موارد به خانه داخل نشد و از راه بازگشت.فاطمه دانست كه پيامبر به خاطر ديدن پرده و دستبندها به خانه قدم ننهاده.از اين رو پرده را پاره كرد و دستبندها را از دست كودكانش به در آورد و قطعه قطعه كرد.حسن و حسين گريستند فاطمه دستبند را ميان آن دو تقسيم كرد.آنان هر دو،در هر حالى كه گريه مىكردند،به سوى رسول خدا (ص) رفتند.پيامبر دستبند را از آنان گرفت و به ثوبان گفت:اينها را نزد بنى فلان ببر و براى فاطمه گردنبندى از عصب (دندان جانورى دريايى) و دو دستبند از عاج بخر.زيرا اينان اهل بيت من هستند و من دوست ندارم آنان طيبات خود را در زندگى دنيويشان بخورند.»
همچنين احمد بن حنبل از جعفر بن محمد،از پدرش روايت كرده است كه گفت:«گروهى از مردم برهنه از روم نزد رسول خدا (ص) آمدند.آن حضرت بر فاطمه وارد شد،فاطمه پردهاى آويخته بود پيامبر به او فرمود:آيا خوشحال خواهى شد اگر خداوند روز قيامت تو را بپوشاند؟اين پرده را به من بده.فاطمه پرده را به رسول خدا (ص) داد و آن حضرت آن را به اندازه دو ذراع در يك ذراع بريد و به هر يك از برهنگان داد.»
مؤلف استيعاب به سند خود از عايشه نقل كرده است كه گفت:كسى را راست گفتارتر از فاطمه نديدم، مگر پدرش را.

كتاب: سيره معصومان جلد 2، ص 10 تا 11
نويسنده: سيد محسن امين
ترجمه: على حجتى كرمانى
حاكم در مستدرك به سند خود از انس بن مالك و نيز ابن شهر آشوب در مناقب هم از او نقل كردهاند كه گفت:
«درباره چهره فاطمه از مادرم پرسيدم و او پاسخ داد:گويى او همانند ماه شب چهارده يا خورشيد زير ابر بود،همانند خورشيدى بود كه از زير ابر بيرون آمده.پوستبسيار سفيدى داشت و شبيهترين مردم بود به رسول خدا (ص) .
از عطاء بن ابى رباح نقل شده است كه گفت:«فاطمه دخت رسول خدا (ص) فربه مىنمود و نوك موى پيچيدهاش روى ديدگانش مىافتاد.»در كتاب كشف الغمه نقل شده است كه يكى از وعاظ از فاطمه (ع) و امتيازات و فضايلى كه خداوند بدو داده ياد كرد و غرق در شادمانى شد و آنگاه اين دو بيت را سرود:
-خورشيد از روى شرم از (ديدن) نور درخشان او به سوى شفق گريخت.
-و غنچه از شرم از (ديدن) شمايل وى خود را در برگها پوشانيد.بسيارى از كسانى كه اين دو بيت را شنيدند،جامه بر تن چاك زدند و گريه و زارى سر دادند.
ابن عبد البر در استيعاب به اسانيد خود از«عايشه ام المؤمنين»نقل كرده است كه گفت:«من هيچ كس را نديدم كه از نظر سخن و گفتار (و در روايت ديگر) و ويژگيها و خوى و سيرت شبيهتر از فاطمه به رسول خدا (ص) باشد.چون فاطمه بر پيامبر وارد مىشد، آن حضرت برمىخاست و دستانش را بوسه مىداد و به وى خوشامد مىگفت.همچنان كه هرگاه پيامبر نزد فاطمه مىرفت،او با وى چنين مىكرد.»
در روايت ابو داود آمده است كه گفت:«چون فاطمه نزد پيامبر مىآمد،آن حضرت برمىخاست و دستش را مىگرفت و مىبوسيد و او را در جاى خويش مىنشاند.پيامبر نيز هرگاه بر فاطمه وارد مىشد،او برمىخاست و به سوى حضرتش مىرفت و دستش را بوسه مىداد و در جاى خويش مىنشانيدش.»
حاكم در مستدرك به سند خود از عايشه ام المؤمنين نقل كرده است كه گفت:«هيچ كس را نديدم كه از نظر گفتار و سخن،از فاطمه به رسول خدا (ص) شبيهتر باشد.هنگامى كه فاطمه بر پيامبر وارد مىشد آن حضرت به وى خوشامد مىگفت و برمىخاست و دستش را مىگرفت و مىبوسيد و او را در جاى خويش مىنشاند.»حاكم گويد:«اين حديثبنا بر شرط شيخين صحيح است و آن دو اين حديث را اخراج نكردهاند.»
و هم او به سند خود از«عايشه»نقل كرده است كه گفت:«هيچ كس را از نظر گفتار و سخن از فاطمه به رسول خدا همانندتر نديدم. چون وى بر پيامبر وارد مىشد آن حضرت به سويش برمىخاست و مىبوسيدش و به وى خوشامد مىگفت و دستش را مىگرفت و در جايگاه خويش مىنشاندش.فاطمه نيز هرگاه پيامبر بر او وارد مىشد به استقبال او مىرفت و دستحضرتش را مىبوسيد.»
حاكم درباره اين حديث گويد:«اين حديثبنا بر شرط شيخين صحيح است.»
در شمارى از روايات آمده است كه فاطمه (س) چون راه مىسپرد،هيچ اختلافى ميان راه رفتن او با راه رفتن پيامبر (ص) به نظر نمىآمد.
در كشف الغمه از ام سلمه،ام المؤمنين،روايتشده است كه گفت:«فاطمه دختر رسول خدا (ص) از نظر چهره شبيهترين مردم به رسول خدا بود.»

كتاب: سيره معصومان جلد 2، ص 9 تا 10
نويسنده: سيد محسن امين
ترجمه: على حجتى كرمانى
مادر وى خديجه دختر خويلد، مادر مؤمنان بود.فاطمه كوچكترين دختر رسول خدا (ص) و محبوبترين آنان در نزد وى بود. سلاله رسول خدا (ص) جز از فاطمه،از ديگر دخترانش منقطع شد.
وى دو سال پس از بعثت در روز جمعه بيستم ماه جمادى الاخر،در شهر مكه پا به عرصه وجود نهاد.شيخ طوسى در مصباح المجتهد گويد:بنابر روايتى فاطمه در سال پنجم بعثتبه دنيا آمد.كلينى و ابن شهر آشوب نيز همين قول را كه از امام باقر (ع) روايتشده و در نزد اصحاب ما مشهور است،ذكر كردهاند.در كشف الغمه از ابن خشاب در مواليد و وفيات اهل بيت،در حديثى مرفوع از امام باقر (ع) روايتشده است كه فرمود:
«فاطمه پنجسال پس از (آغاز) نبوت به دنيا آمد و در آن هنگام قريش خانه كعبه را مىساختند.»اين اشتباه شايد از راوى حديث نشات گرفته و يا آن كه از طرف نساخ در آن سهوى روى داده باشد.زيرا بناى كعبه پيش از نبوت پيامبر (ص) بوده نه پس از آن و دليل ما بر صحت اين امر حديثى است كه در كتاب مقاتل الطالبين آمده مبنى بر آن كه فاطمه پيش از نبوت پيامبر (ص) زاده شد و در آن هنگام قريش كعبه را بنا مىكردند.
حاكم در مستدرك و ابن عبد البر در استيعاب آوردهاند كه آن حضرت زمانى به دنيا آمد كه چهل و يك سال از عمر پيامبر مىگذشت.بنابر قول اينان فاطمه پس از گذشتيك سال از نبوت پيامبر (ص) زاده شده است.در الاصابه نيز همين قول ذكر شده است. پيشينه دانشمندان اهلتسنن روايت مىكنند كه فاطمه پنجسال پس از نبوت به دنيا آمده و شايد اين خطا از راوى حديث ناشى شده كه ميان ثبت دو كلمه قبل و بعد اشتباه كرده است.
فاطمه را با كنيه «ام ابيها» خواندهاند و لقب او را زهرا و بتول گفتهاند.هروى در شرح الغريبين گويد:«مريم را بتول (باكره) ناميدهاند كه از مردان كناره مىگرفت و فاطمه را بدان علتبتول گفتهاند كه از نظير و همتا بركنار است.»
نقش خاتم آن حضرت اين عبارت بود:«امن المتوكلون».
|
همه با خلوص نيت و با توجه دعاي فرج امام زمان(عج) را بخوانيم که گفته اند: براي فرج ايشان زياد دعا کنيد که فرج شما هم در اين است. التماس دعا | ||
|
| ||

خدارا دلم دگر ازاین بیش طاق ندارد
ترسم که یار ندیده تاب نیارد